تبليغاتX
مشاوره دینی
فواید دعای فرج پنجشنبه هشتم شهریور 1386 10:19
 

1-مايه ناراحتي شيطان لعين است.

2-مايه استجابت دعا مي شود.

3-باعث نجات يافتن از فتنه هاي آخرالزمان مي شود.

4-باعث آمرزش گناهان مي شود.

5-شفاعت آن حضرت در قيامت شامل حال او مي شود.

6- نشانه انتظار است.

7-فرج مولاي ما حضرت صاحب الزمان(ع) زود تر واقع مي شود.

8-باعث طولاني شدن عمر است.

9-هنگام مرگ به او مژده مي رسد و با او به نرمي رفتار مي شود.

10- باعث زياد شدن اِشراف نور امام زمان(ع) در دل او مي شود.

11-محبوبترين افراد نزد خداوند خواهد بود.

12-کردار بد او به کردار نيک مبدّل مي شود.

13-دعاي اميرالمومنين(ع)در حق او در روز قيامت است.

14-بي حساب داخل بهشت مي شود.

15-فرشتگان براي او طلب آمرزش مي کنند.

16-در امان است از تشنگي روز قيامت.

17-اين دعا در عالم برزخ و قيامت مونس مهرباني خواهد بود.

18-باعث دوري غصّه ها مي شود.

19-اين دعا خوشايندترين اعمال نزد خداوند است.

20-در روز قيامت هديه هاي ويژه اي دريافت مي کند.

21-سبب کامل شدن دين است.

22-ثواب کسي را دارد که زير پرچم حضرت مهدي (ع) شهيد شود.

23-با ائمه اطهار(ع) محشور مي شود.

24-نائل شدن به بالاترين درجات شهدا در روز قيامت.

25-رستگاري به شفاعت حضرت فاطمه زهرا(ع)را دارد.

نوشته شده توسط mmk | موضوع: | لینک ثابت |
نواب امام زمان(عج) پنجشنبه هشتم شهریور 1386 8:3
 

  • چرا نواب امام زمان(ع) عليه حكومت جور آن زمان قيام نكردند؟ يا حتي‌الامكان مردم را تحريك به چنين كاري نكردند؟

 مصلحت نبود كه آنان مردم را به شورش عليه حكام جور بخوانند و انقلاب كنند، حتي به طور مخفيانه و غير مستقيم؛ و اين به خاطر حفظ مصالحي بود كه در بين پايگاه‌هاي مردمي داشتند. آنان مي‌دانستند با توجه به شرايط موجود آن زمان، اين قيام، وضعيت بهتري نسبت به قيام‌هاي قبلي كه با شكست مواجه شد و در نطفه خفه شد نخواهد داشت. بنابراين، رو آوردن به قيام يا تحريك مردم براي آن، نتيجه‌اي جز به خطر افتادن حيات نواب امام عصر(ع) و به تبع آن، از بين رفتن پل ارتباطي مردم با امام زمان(ع) نداشت. پايگاه‌هاي مردمي به اندازه‌اي اهميت داشتند كه نمي‌شد اهميت آن را با تحريك به قيامي كه شكست آن معلوم بود، ناديده گرفت.
علاوه بر آن، اگر آنان به طور مستقل از حضرت مهدي(ع)، مردم را به قيام تحريك مي‌كردند، طبيعتاً امر صحيحي نبود و با وظيفة اجتماعي ـ اسلامي آنان منافات داشت.
 

  • آيا اراده بر اين بود كه نايب امام(ع) فقيه‌ترين و فرهيخته‌ترين فرد باشد؟

 اين امر به افرادي كه به درجة عظيمي از اخلاص رسيده بودند، واگذار مي‌شد. اين اخلاص به حدي بود كه اگر اعضاي بدنشان را از هم جدا مي‌كردند و استخوان‌هايشان را در هم مي‌شكستند امكان نداشت اخبار امام مهدي(ع) را در اختيار حكومت قرار دهند تا خطري متوجه آن حضرت(ع) شود.  البته نايبان امام(ع) براساس اخباري كه به دست ما رسيده به اذن امام(ع) داراي علم غيب نيز بودند و بسياري از پرسش‌هايافراد را از جانب امام زمان(ع) پاسخ مي‌گفتند.

  •  آيا در نيابت خاصه اين اتفاق رخ داد؟ يعني كسي كه علم كمتري داشت، بر اعلم مقدّم شد؟

 بله. در برخي از روايات آمده است هنگامي كه نيابت به شيخ ابوالقاسم حسين‌بن روح، رسيد. عده‌اي از ابوسهل نوبختي سؤال كردند چگونه نيابت به شيخ ابوالقاسم بن روح واگذار شد و تو بر اين امر انتخاب نشدي؟ او در جواب گفت: آن‌ها [ائمه اطهار(ع)] و او كه انتخاب شده، بهتر مي‌داند، امّا فكر مي‌كنم از آن جهت باشد كه من كسي هستم كه با دشمنان اهل بيت(ع) ملاقات و با آنان [دربارة حقانيت اهل بيت و وجود حضرت مهدي(ع)] مناظره مي‌كنم. اگر من مكان امام(ع) را مي‌دانستم، هم‌چنان كه ابوالقاسم مي‌داند و در مناظره با دشمنان در ارائه برهان و دليلي در مي‌ماندم، چه بسا آنان را به جايگاه امام(ع) راهنمايي مي‌كردم. اما اگر ابوالقاسم ـ بالفرض ـ امام(ع) را در زير عباي خود پنهان كرده باشد و او را با قيچي تكه تكه كنند امام(ع) را نشان نخواهد داد.
 

  • شيخ عثمان بن سعيد العمري ـ ابوعمرو اسدي ـ كجا دفن شده است؟

 طبق اظهارات ابونصير حجة‌الله بن محمد، شيخ عثمان بن سعيد در غربِ بغداد، در خيابان الميدان، ابتداي محل معروف به «درب جبله»، در مسجد «الارب»، داخل مسجد، سمت راست دفن شده است.
شيخ طوسي (ره) گفته است: قبر را در محلي كه ابونصر ذكر كرده است، ديدم. جلوي قبر ديواري بنا شده كه محراب مسجد در آن قرار دارد. كنار آن ديوار، دري است كه مي‌توان از آن داخل شد و كنار سنگ مزار رفت. ما معمولاً داخل ‌مي‌رفتيم و او را زيارت مي‌كرديم.
در زمان ابومنصور محمدبن الفرج، با برداشته شدن آن ديوار، قبر آشكار شد و ضريحي به دور قبر كشيدند كه اكنون زير سقف قرار دارد و هر كس بخواهد، مي‌تواند او را زيارت كند.
شيخ طوسي ادامه مي‌دهد: اهل محل به زيارتش مي‌روند و بدون اين كه صاحب قبر را بشناسند، مي‌گويند او مردي صالح بوده است. برخي ديگر نيز كه از هويت واقعي صاحب قبر مطلع نيستند، مي‌گويند اين قبر از آن پسر دايه امام حسين(ع) است. [اين اظهار شيخ مربوط به سال 447 ق است].
از ناشناس ماندن حقيقت قبر او براي مردم در زمان شيخ طوسي(ره)، مي‌توان به ميزان و تقيه‌اي كه در مورد نيابت امام عصر(ع) در زمان حيات و بعد از حيات نايب آن حضرت(ع) وجود داشت، پي برد.
 

  • نيابت كدام يك از نواب خاص طولاني‌تر بود؟

 نيابت شيخ بزرگوار، محمد بن عثمان بن سعيد العمري كه مدت چهل سال طول كشيد، طولاني‌ترين دوران نيابت بود. از اين جهت، آن بزرگوار، بيشترين توفيق را در القاي تعاليم حضرت مهدي(ع) به مردم داشت و بيشترين تأثير را بر جامعه‌اي كه در آن زندگي مي‌‌كرد و مأمور رهبري و تدابير امور آن بود، گذاشت.
 

  • شيخ محمد بن عثمان بن سعيد العمري در كجا دفن شده است؟

 در كنار مادرش در خيابان «باب الكوفه»، در جايي كه منزل او در آن قرار دارد.
مزار او هم‌اكنون در محله‌اي معروف به «خلاّني» است كه زيارتگاه زائران است و بدان تبرك مي‌جويند.
 

  • چرا پس از پايان نيابت نايب چهارم، نيابت پايان يافت؟

 دلايل متعددي در اين زمينه وجود داشت، از جمله:
1. مدت نيابت نايب چهارم، سه سال كامل بود. اين مدت كوتاه، شرايط را براي او فراهم نكرد تا بتواند مثل نايبان گذشته به فعاليت‌هاي وسيع اقدام كند. در نتيجه او نتوانست مثل نايبان قبلي در پايگاه‌هاي مردمي نفوذ كند. گرچه در اعتقاد به بزرگيِ مقام او و  وثاقت او، تفاوتي با ديگر نايبان نبود.
2. سال‌هايي كه شيخ علي محمد سمري نيابت امام زمان(ع) را بر عهده گرفت، سال‌هاي پر از ظلم و ستم و خون ريزي بود و اين مسئله، نقش مهمي در جلوگيري از فعاليت و كاهش اقدامات او داشت. زيرا فعاليت اجتماعي، نيازمند وجود فضايي مناسب و فرصتي كافي است. با وجود خفقان و كثرت حوادث و پراكندگي اذهان عمومي، مجالي براي فعاليت نمي‌ماند. به همين خاطر، فعاليت‌ او مبتني بر پنهان كاري و كتمان بود.
اين مسئله به خودي خود، از علل اصلي پايان يافتن نيابت پس از وفات «سمري» و عزم امام مهدي(ع) بر انقطاع از مردم، به شمار مي‌رود. اين حوادث، مردم را از ادامة دسترسي به نايبان آن حضرت(ع) باز داشت.
 

  •  نيابت نايب اول، عثمان بن سعيد العمري، چه مدتي طول كشيد و در زمان كدام خليفه بود؟

 نيابت او نزديك به پنج سال به طول انجاميد و اين دوره فراتر از دوران خلافت معتمد عباسي نبود. هم چنان كه شهادت امام حسن عسكري(ع) در دورة خلافت اين خليفة عباسي رخ داد، وفات نايب اول نيز در اين دوره واقع شد.
 

  •  نيابت نايب دوم، محمدبن عثمان، چه قدر طول كشيد و خلفاي عباسي دوران او چه كساني بودند؟

 نيابت نايب دوم نزديك به چهل سال طول كشيد كه با قسمتي از خلافت معتمد عباسي، تمام  خلافت معتضد و خلافت مكتفي و هم‌چنين ده سال نخست مقتدر عباسي هم عصر بود تا اين كه در سال 305 ه‍ . ق وفات يافت.
 

  •  نيابت نايب سوم، حسين بن روح، چه قدر طول كشيد و وي با كدام خليفه هم عصر بود؟

 او مدت بيست و يك سال نايب امام مهدي(ع) بود و دوران نيابتِ او قسمتي از دوران خلافت مقتدر عباسي و قسمتي از خلافت الراضي را شامل مي‌شد.
 

  • نيابت نايب چهارم، علي بن محمد سمري، چه قدر طول كشيد و با كدام خليفه هم عصر بود؟

 نايب چهارم به مدت سه سال عمده‌دار امر نيابت بود و در سالي كه خليفه عباسي،  الراضي بالله مرد، در همان سال وفات يافت. البته مدت پنج ماه و پنج روز نيز با خليفه بعدي يعني المتقي هم عصر بود.
 

  • برخي بر اين عقيده‌اند كه غيبت صغري هفتاد و چهار سال طول كشيد كه و گروهي آن را شصت و نه سال چگونه آن را تفسير مي‌كنيد؟

 اين كه برخي مي‌گويند غيبت صغري هفتاد و چهار سال طول كشيده است، مبتني بر اين عقيده است كه غيبت صغري از زمان ولادت امام مهدي(ع) در سال 255 ق، يعني پنج سال قبل از شهادت امام حسن عسكري(ع) آغاز شد. اگر اين پنج سال را به شصت و نه سال اضافه كنيم، هفتاد و چهار سال مي‌شود.
 

  •  آيا پنج سال غيبت امام مهدي(ع) پس از ولادت را مي‌توان از دوران غيبت صغري به حساب بياوريم؟

 خير، زيرا در اين مدت امام مهدي(ع) با پدر بزرگوار خود(ع) هم عصر است و هنوز بر منصب امامت قرار نداشتند، بلكه آن حضرت(ع) بعد از شهادت پدر بزرگوارشان(ع) عهده‌دار امر امامت شدند. ما نيز وقتي از غيبت آن حضرت(ع) بحث مي‌كنيم، در واقع از غيبت امامي بحث مي‌كنيم كه طاعتش بر شيعيان واجب بود. امامي كه اگر غيبتي در كار نبود، با شيعيان در ارتباط بود و آنان را رهبري مي‌كرد و جامعه را در ظاهر و آشكار هدايت مي‌كرد.
ولي امام مهدي(ع) در زمان حيات پدر بزرگوارشان(ع) چنين مسئوليتي نداشتند. خلاصه كلام اين كه منظور از غيبت صغري، غيبت آن حضرت(ع) در كسوت امامت است كه همراه با نيابت خاصه بود. بنابراين، تفاوت فرض مدت غيبت صغري همان است كه ما گفتيم نه آن كه ديگران ادعا مي‌كنند.
 

  •  نيابت امام مهدي(ع) هيچ‌گاه به علويان نرسيد و به غير از آنان واگذار شد. با اين كه در بين علويان كساني بودند كه در علم و فقه و عبادت ... برترين بودند. دليل آن چه بود؟

 تاريخ زندگاني علويان، از زمان قيام امام حسين(ع) تا زماني كه قائم آل محمد(ص) به دنيا آمد و به غيبت صغري ختم شد، دليل اين امر را به روشني بيان مي‌كند. اين دوران، دوران قيام‌ها بر ضد حكام فاسد و اعتراض به ظلم و طغيان آنان بود. حكومت‌هاي فاسد آن زمان، ريشه اصلي اين قيام‌ها و اعتراضات را «علويان» مي‌دانستند. زيرا آنان از دوستداران ائمه اطهار(ع) بودند و در مقابل ظلم و فساد سكوت نمي‌كردند. يا به تعبير ديگر مي‌توان گفت آن‌ها بر نظام‌هاي فاسد به صورتي آشكار قيام مي‌نمودند و تقيه نمي‌كردند.
وقتي كه رويكرد مبارزاتي كسي اين گونه باشد، به شدت تحت مراقبت و تعقيب و شكنجه قرار مي‌گيرد و مجالي براي فعاليت اجتماعي و عمومي نمي‌يابد. بدين ترتيب، اين گونه افراد، مناسب امر نيابت امام مهدي(ع) كه فقط براي منفعت عمومي مردم و فعاليت اجتماعي در بين آنان ايجاد شده بود، نبودند.
اما در غير علويان كه به نيابت رسيدند، اين گونه نبود. آن‌ها نيز از خواص و دوستداران ائمه اطهار(ع) بودند، اما رويكردشان اين بود كه قول و عمل خود را در سايه «تقيه» پوشش مي‌دادند كه در اين صورت آزادي عملِ بيشتري داشتند.

نوشته شده توسط mmk | موضوع: | لینک ثابت |
اوصاف یاران حضرت مهدی(عج) پنجشنبه هشتم شهریور 1386 7:33
 

رواياتي كه اوصاف ياران حضرت مهدي(عج) را از نظر ايمان و اطاعت و شجاعت برمي شمرند بسيارند كه به نمونه هائي از آنها اشاره مي كنيم:

1. اخرج القندوزي في الينابيع عن ابي بصير، قال: قال جعفرالصادق رضي الله عنه: ما كان قول لوط عليه السلام لقومه: " لو ان لي بكم قوة او آوي الي ركن شديد"(1) الا تمنيا لقوة القائم المهدي و شدة اصحابه. و هم الركن الشديد، فان الرجل منهم يعطي قوة اربعين رجلا، و ان قلب رجل منهم اشد من زبر الحديد. لومروا بالجبال لتدكدكت، لايكفون سيوفهم حتي يرضي الله عزوجل.
قندوزي در كتاب ينابيع الموده(2) از ابي بصير نقل مي كند كه امام صادق(ع) فرمودند:
گفتار حضرت لوط عليه السلام درباره قومش كه فرمود:" اي كاش مرا قوتي و يا پناهگاهي امن و استوار مي بود كه از شر شما محفوظ مي ماندم" آرزويي است بر قدرت قائم ما " مهدي(ع)" و استواري يارانش كه همان اركان محكم مي باشند. هر كدام از مردان و ياران مهدي(ع) داراي قدرت چهل مرد هستند، دلهاي آنها از پاره هاي فولاد محكم تر است، اگر بر كوهها بگذرند كوهها در هم فرو ريزند، دست از شمشيرهاي خود(در پيكار با دشمنان دين) باز نمي گيرند تا آنكه خداي تعالي راضي شود.

2. قندوزي در حديث ديگري از ابي نعيم نقل مي كند كه امام باقر(ع) فرمودند:
ان الله يلقي في قلوب محبينا و اتباعنا الرعب فاذا قام قائمنا المهدي عليه السلام، كان الرجل من محبينا اجرا من سيف و امضي من سنان.(3)
خداوي متعال در قلوب دوستان و پيروان ما بيم و هراس ( نسبت به دشمنان و كافران) مي افكند. پس هنگامي كه قائم ما مهدي(ع) بپا خيزد هر يك از آنان بي پرواتر از شمشير و برنده تر از نيزه خواهد بود.

3. سيطوطي در كتاب " الحاوي" از " نعيم ابن حماد" نقل مي كند كه امام باقر(ع) فرمودند:
يظهر المهدي بمكة عند العشاء الي ان قال: فيظهر في ثلاث مائة و ثلاثة عشر رجلا عدد اهل بدر علي غير ميعاد قزعا كقزع الخريف، رهبان بالليل اسد بالنهار، الي ان يقول: فيلقي الله محبته في صدور الناس، فيصير مع قوم اسد بالنهار و رهبان بالليل.(4)
مهدي (ع) به هنگام نمازعشاء در مكه و در ميان سيصد و سيزده نفر از مرداني كه به عدد اصحاب بدر هستند ظهور خواهد نمود. اينان كه بدون قرار قبلي همچون ابرهاي پائيزي ( از گوشه و كنار آسمان و به سرعت) جمع مي شوند، پارسايان شب و شيران روزند.
پس خداوند محبت مهدي(ع) را در قلب هاي مردم قرار مي دهد و او با چنين ياراني پيش مي رود.

4. حسن بن سفيان و ابن نعيم از " ثوبان" نقل مي كنند كه رسول خدا (ص) فرمودند:
تجلي الرايات السود من قبل المشرق كان قلوبهم زبرالحديد.(5)
( در زمان ظهور حضرت مهدي) پرچم هاي سياهي از جانب مشرق نمايان خواهد شد كه برگرد آنها افرادي هستند با دلهايي همچون پاره هاي آهن سخت و محكم.

5. نعماني به سند خود از ابان بن تغلب نقل مي كند كه امام صادق(ع) در حديثي از امام مهدي(عج) سخن گفته اند و با اشاره به پرچم آن حضرت مي فرمايند:
فاذا هزها لم يبق مومن الا صار قلبه اشد من زبرالحديد و اعطي قوة اربعين رجلا.(6)
هنگامي كه پرچم مهدي(ع) به اهتزاز درآيد مومني نخواهد بود مگر آنكه قلبش از پاره هاي فولاد محكمتر شود و نيروي چهل مرد به وي عطا گردد.

6. شيخ طبرسي در" كمال الدين"( نسخه مخطوط) و راوندي در" خرايج"(7) از " ابي جارود" نقل مي كنند كه امام باقر(ع) از پدرشان به نقل از جد بزرگوار خود روايت مي كنند:
قال اميرالمومنين(ع) علي المنبر: يخرج رجل من ولدي في آخرالزمان... الي ان قال: فاذا هز رايته امناء لها ما بين المشرق و المغرب و وضع يده علي رووس العباد، فلا يبقي مومن الا صار قلبه اشد من زبر الحديد و اعطاه الله عزوجل قوة اربعين رجلا.
اميرمومنان حضرت علي(ع) بر منبر فرمودند: در آخرالزمان مردي از فرزندان من به پا خواهد خاست...( تا اين كه مي گويند) هنگامي كه پرچم او به اهتزاز درآيد شرق و غرب را دربرمي گيرد، و او دستان پر بركتش را بر سر بندگان خدا قرار مي دهد. در اين هنگام مومني باقي نخواهد ماند مگر آنكه قلبش از پاره هاي فولاد محكمتر شود و خداوند عزوجل نيروي چهل نفر را به او بدهد.

7. سيد بن طاووس در كتاب " الملاحم و الفتن" (ص52، چاپ نجف) از " ابن رزين غافقي" نقل مي كند كه مي گفت از حضرت علي(ع) شنيدم: و رجال كأن قلوبهم زبرالحديد، لا يشوبها شك في ذات الله اشد من الجمر، لو حملوا علي الجبال لأزالوها لا يقصدون براية بلدة الا اخربوها. كان علي خيولهم العقبان يتمسحون بسرج الامام عليه السلام، يطلبون بذلك البركه. و يحفون به يقونه بانفسهم في الحروب و يكفونه ما يريد.
فيهم رجال لا ينامون الليل، لهم دوي في صلاتهم كدوي النحل يبيتون قياما علي اطرافهم و يصبحون علي خيولهم، رهبان بالليل، ليوث بالنهار. هم اطوع له من الامه لسيدها كالمصابيح كان قلوبهم القناديل و هم من خشية الله مشفقون يدعون بالشهادة و يتمنون ان يقتلوا في سبيل الله شعارهم يالثارات الحسين(ع) اذا ساروا سار الرعب امامهم مسيرة شهر يمشون الي المولي ارسالا. بهم ينصرالله امام الحق.
ياران مهدي، مرداني هستند فولاد دل كه همه وجودشان يقين به خداست، مرداني سخت تر از صخره ها كه اگر به كوهها روي آرند، آنها را از جاي بركنند. درفش پيروزمند آنان به هر شهر و پايتختي روي نهد، آنجا را به سقوط وادار سازد، گوئي آن مردان عقابان تيز چنگند كه بر مركبها سوار شده اند
. اين شيرمردان پيروز و عقابان تيزچنگ، براي تبرك و فرخندگي، دست خويش به زين اسب امام مي كشند و بدين سان تبرك مي جويند. آنان او را در ميان مي گيرند و جان خويش را در جنگها پناه او مي سازند، و هرچه را اشاره كند، با جان و دل، انجام مي دهند. برخي از آنان شب هنگام نخوابند و زمزمه قرآن و مناجاتشان همچون صداي زنبوران عسل فضا را آكنده سازد، تا بامداد به عبادت خداي بايستند و بامدادان سوار بر مركب ها شوند. آنانند راهبان شب و شيران روز و گوش به فرمان امام خويش. ايشان چون مشعل هاي فروزانند كه دلهاي استوارشان بسان قنديل هاي نور در سينه هايشان آويخته است.
اين مردان، تنها از خدا مي ترسند، فرياد" لا اله الا الله" و" الله اكبر" آنان بلند است، همواره شهادت و كشته شدن در راه خدا را آرزو مي كنند و شعار آنان" يا لثارات الحسين" ( بيائيد به طلب خود حسين و ياران حسين) است. به هر سو روي آورند، ترس و بيم از هيبت آنان، پيشاپيش در دل مردمان افتد: ( و تاب مقاومت از همه گرفته شود) اين خداجويان، سبكبال به سوي خداوند خويش روي مي آورند و خدا به دست آنان امام حق را ياري مي فرمايد.
همچنين در روايات متعدد ديگري، اوصاف اصحاب مهدي(ع) آمده مانند آنچه در كتاب صحيح مسلم ذكر شده است:

خير فوارس علي ظهرالارض يومئذ.
آنان بهترين دليران روي زمين هستند.

او من خير فوارس علي ظهرالارض في يومئذ.
يا از بهترين جنگاوران هستند كه بر روي زمين تا به امروز بوده اند.

رجال عرفوا الله حق معرفته.
مرداني هستند كه خدا را آنگونه كه بايد شناخته اند.

اصحاب الالويه.
آنها پرچمداران( حضرت مهدي"عج") هستند.

الفقهاء و القضاة و الحكام.
آنان فقيهان و قاضيان و فرمانروايان هستند.



------------ --------- --------- -----
پي نوشت ها
1. سوره هود/ آيه 80.
2. ينابيع المودة، صص 9-5، چاپ نجف.
3. ينابيع المودة، ص 538، چاپ نجف.
4. الحاوي، ج2، صص 144 و 145.
5. همان، ص 133.
6. غيبت نعماني، ص 167.
7. الخرايج و الجرايح، ص

نوشته شده توسط mmk | موضوع: | لینک ثابت |
نشانه های ظهور پنجشنبه هشتم شهریور 1386 7:19
 

در كتاب نورالابصار از امام محمد‌باقر(ع) در مورد نشانه‌هاي ظهور روايت شده است: «آن‌گاه كه مردان شبيه زنان شوند و زنان شبيه به مردان، زنان بر زين اسبان نشينند و مردم نمازها را از ياد ببرند و از شهوت‌هاي خويش فرمان‌برداري كنند و خون‌ريزي را بي‌اهميت شمارند و در معاملات خويش رباخواري كنند و به زنان تظاهر كنند و بناها برپا سازند و دروغ را حلال شمارند و رشوه‌گيري كنند و از هوي و هوس پيروي كنند و دين را به دنيا فروشند و رابطه با خويشان نزديك را قطع كنند و نسبت به غذا بخل ورزند و بردباري، ضعف شمرده شود و ستمكاري، افتخار. فرماندهان از تبهكاران و زناكاران باشند و وزيران از دروغ‌گويان، امينان مردم از خيانت‌كاران، ياري‌رسانان از ستم‌كاران، قاريان قرآن از فاسقان. ستم پديدار شود و طلاق بسيار و فجور و زنا آشكار شده و شهادت دروغ پذيرفته شود و مردم شراب‌خواري كنند، مردان بر مردان سوار شوند و زنان به زنان كفايت كنند و غنيمت گيرندگان، اموال فقيران را از آن خويش سازند صدقه دادن، زيان به شمار آيد و مردم، از ترس زبان اشرار، از آنها در هراس باشند. سفياني از شام خروج كند و يمني از يمن و خسف بيداء (فرو رفتن زمين) در منطقه ميان مكه و مدينه اتفاق افتد. پسري از خاندان محمد، ميان ركن و مقام كشته شود و فريادگري از آسمان، فرياد برآورد كه حق با او و پيروان اوست. آن‌گاه كه امام خروج كند، پشتش را به كعبه تكيه مي‌دهد و سيصد و سيزده نفر از يارانش، با او ديدار مي‌كنند و نخستين كلماتي كه بر زبان مي‌آورند، اين آيه است:
بقية الله خير لكم ان كنتم مؤمنين1
سپس امام مي‌فرمايد:
من بقيةالله (ذخيره الهي) هستم و خليفه و جانشين خدا و حجت او بر شما و همگي اين گونه بر او سلام مي‌دهند:
السلام عليك يا بقيةالله في أرضه.
سلام بر تو اي بقيةالله بر زمين او.
آن گاه كه ده هزار مرد نزد او گرد آيند، نه مسيحي‌اي باقي مي‌ماند و نه يهودي‌اي و نه كساني كه غير خدا را پرستش مي‌كنند، مگر آنكه به او ايمان آورند و او را تصديق كنند. ملت يكي شود، ملت اسلام؛ و هر معبودي جز خداوند بلندمرتبه در زمين باشد، از آسمان بر آن آتشي فرو مي‌بارد و آن را مي‌سوزاند.
اين حديث و امثال آن، حاوي شمار زيادي از نشانه‌هاي ظهور است و شايسته آن است كه به صورت كامل و جامع شرح داده شود اما فرصت و مجال ما اندك است و شرح آن در بحث ما نيست، به همين دليل تنها به برخي از موارد آن اشاره مي‌كنيم:
ـ شبيه بودن مردان به زنان: يا از جهت اينكه آنان مخنث‌اند و با آنها لواط مي‌شود، يا از جهت نوع كارهايي كه آنها انجام مي‌دهند. يعني كارهايشان شبيه به كارهاي زنانه است و زن وارد ميدان‌هاي كار سخت و طاقت‌فرسا مي‌شود كه با خلقت و طبيعت ضعيف و احساسات و عاطفه سرشار او ناسازگار است. يا ممكن است شبيه بودن از نظر لباس پوشيدن، باشد همة اينها امكان دارد و ممكن است اين تشابه به صورت‌هاي ديگر هم باشد.
ـ كشتار نزد مردم امري آسان و بي‌اهميت باشد.
ـ مي‌گويند دروغ حلال است و حرام نيست.
ـ در مورد غذا بخل ورزند.
ـ امينان از خيانت‌كارانند. يعني كساني از مردم كه تظاهر به نيكوكاري مي‌كنند و مردم، آنها را امين به شمار مي‌آورند، معلوم مي‌شود كه آنان در مال و ثروت و خون و آبروي مردم خيانت مي‌كنند.
ـ يعني قاريان قرآن كه نيكو قرآن تلاوت مي‌كنند، اما از قرآن فايده‌اي نمي‌برند و به آن عمل نمي‌كنند.
ـ ستم پديدار شود؛ يعني ستم آشكار و روشن و ظاهر مي‌شود و ستم‌كار ستم خويش را از ترس يا از روي شرم و حيا از كسي پنهان نمي‌كند.
ـ زنان ازدواج نمي‌كنند، بلكه زنان براي برطرف ساختن شهوت و غريزه جنسي خود از زنان ديگر بهره مي‌برند و به آنها كفايت مي‌كنند و اين مسأله در اسلام به «سحق» معروف است و شديداً نهي شده و حرام است و مجازاتي ويژه دارد كه در كتاب‌هاي فقهي ذكر شده است. زيرا باعث ويراني بنيان خانواده و در نتيجه نابود ساختن امت و مردم است.
ـ هر كس اموال فقيران را به دست آورد، آن را غنيمت به شمار مي‌آورد و آن را براي خود برمي‌دارد و آن را مي‌خورد و به كسي ديگر نمي‌دهد.
ـ اگر كسي چيزي به صدقه دهد، آن را ضرر و زيان براي خود مي‌داند كه مالش را از دست داده و اين كنايه از اين است كه مردم بدون رضايت و خشنودي كامل صدقه مي‌دهند.
ـ فردي است كه از يمن خروج مي‌كند، مردم را دعوت به گرويدن به حق و اسلام مي‌كند و آن‌گونه كه حديث امام باقر آمده، اوست كه امنيت لازم جهت امام مهدي(ع) را فراهم مي‌آورد.2
ـ ارتش سفياني كه از جانب شام به سوي مكه مي‌آيد تا با امام مهدي(ع) بجنگد، زمين در اين منطقه آنها را مي‌بلعد. متن و تأكيد اين مورد در برخي حديث‌ها آمده است.
ـ معبوداني به جز خداوند بلندمرتبه يعني بت‌ها و امثال آن.

نشانه‌هاي عجيب و غريب
در كتاب البرهان في علامات مهدي آخرالزمان، تأليف متقي هندي حنفي از عبدالله بن عبّاس روايت شده است كه:
مهدي خروج نمي‌كند مگر آنكه نشانه‌اي از خورشيد به در آيد.
آن نشانه آن‌گونه كه در روايت‌ها آمده: سري بيرون از خورشيد است كه ندا مي‌دهد آگاه باشيد كه ولي خدا، مهدي موعود، ظهور كرد پس با او بيعت كنيد.
در برخي احاديث آمده است كه او جبرئيل است.
در روايتي ديگر از همين كتاب آمده است:
محمد بن علي(ع) گفت:
مهدي ما را دو نشانه است كه آن دو نشانه، از زماني كه خداوند آسمان‌ها و زمين را آفريده، وجود نداشته‌اند. در شب اول ماه رمضان، ماه گرفتگي پيش مي‌آيد و در نيمه ماه، خورشيد گرفتگي اتفاق مي‌افتد.
در شرح اين روايت بايد گفت: با توجه به علم ستاره‌شناسي غير ممكن است پديده ماه گرفتگي در اول ماه اتفاق بيفتد و به همين دليل است كه اين اتفاق در تاريخ خورشيد و زمين و هستي اتفاق نيفتاده است.
همچنين از نظر علم ستاره‌شناسي، روي دادن پديده خورشيد‌گرفتگي در اواسط ماه، امري غير ممكن است.
علاوه بر اين، طلوع خورشيد از سمت مغرب نيز غير ممكن است. زيرا اين امر مستلزم اين است كه زمين به دور خورشيد بچرخد و اين مسئله، از ابتدايي‌تر‌ين مسائل و غير ممكن‌ترين آنهاست؛ زيرا اين نوع چرخش، در حقيقت بر خلاف قوانين و سازمان جهان و نيروي جاذبه است.
امّا آفرينندة توانا بر همه چيز، اين امور غير ممكن را به عنوان نشانه‌هايي براي اجازة ظهور ولي‌اش و اجرا كننده دينش، امام مهدي(ع) انجام مي‌دهد.
خسوف و كسوف در اين حديث آمده و مسأله طلوع خورشيد از سمت مغرب در برخي حديث‌هاي ديگر آمده است.

فتنه‌ها، بدترين فتنه‌ها
متقي هندي حنفي در ادامه از الحكم ابن عتبه نقل مي‌كند:
به محمد بن علي(ع) گفتم: شنيده‌ام كه از شما مردي خروج مي‌كند كه در ميان اين امت، عدالت را اجرا مي‌كند. گفت: ما بدان چه مردم آن را مي‌بينند، اميد داريم و اگر حتي يك روز بيشتر از دنيا باقي نمانده باشد، خداوند آن روز را طولاني مي‌كند تا آنچه اين امت اميد و آرزوي آن‌ را دارند، پيش بيايد، امّا پيش از آن، فتنه‌هايي خواهد بود. بدترين فتنه‌ها كه انسان صبح را به شب مي‌رساند، در حالي كه كافر است. پس هر كدام از شما اين زمان را درك كرد، بايد از خدا بترسد و بايد خانه‌نشين شود.
در توضيح اين روايت بايد گفت: «من احلاس بيته» يعني كسي كه خانه‌اش را ترك نمي‌كند و كنايه از اين است كه شخص، داخل مذهب و راه باطل مردم نمي‌شود. اين خبر بدين معني نيست كه مردم به حال خود رها مي‌شوند و امر به معروف و نهي از منكر انجام نمي‌شود، زيرا اين دو واجب بزرگ كه واجبات ديگر در گرو آنها هستند، رها مي‌شوند.
معني اين حديث، مفهوم همان عبارت ديگري است كه در حديث آمده است

كن في الناس و لا تكن معهم.
در ميان مردم باش ليك با آنها مباش.
اين كاري بس سخت و دشوار است، اما تا زماني كه دستور بودن در ميان مردم و آميختن با آنها باشد، بايد اين كار را انجام داد تا شخص، آنها را امر به معروف و نهي از منكر كند.
در اين كتاب هم چنين از حضرت اباعبدالله حسين بن علي(ع) نقل شده است:
چون نشانه‌اي از آسمان به صورت آتشي بزرگ از جانب مشرق، در شبانگاهان ديدند، آن گاه زمان فرج آل محمد يا فرج مردم است و آن گام‌هاي مهدي(ع) است.
در ينابيع المودة در مورد تفسير اين آيه كه اگر بخواهيم آيتي از آسمان بر آنها فرو فرستيم3 از ابوبصير و ابن جارود از امام باقر(ع) نقل شده است كه ايشان گفتند: «اين آيه در مورد قائم نازل شده و يك منادي از آسمان به نام او و نام پدرش ندا سر مي‌دهد.»

صيحه‌ آسماني
در ينابيع‌المودة در مورد اين كلام خداوند بلند مرتبه:
واستمع يوم ينادي المناد من مكانٍ قريب يوم يسمعون الصّيحة بالحق.
به عنوان يوم الخروج و صيحه در اين آيه، صيحه‌اي از آسمان است كه در روز خروج حضرت قائم(ع) شنيده مي‌شود.
در البرهان في علامات مهدي آخرالزمان نيز آمده است:
مهدي خروج مي‌كند در حالي كه روي سر او فرشته‌اي است كه ندا سر مي‌دهد اين مهدي(ع)، خليفه و جانشين خداوند است، پس از او فرمان‌برداري كنيد.
در بيان، تاليف گنجي شافعي از عبدالله بن عمر نقل شده است: پيامبر(ص) فرمودند:
مهدي خروج مي‌كند و بر سر او ابر سفيدي است و از ميان آن ابر يك منادي ندا سر مي‌دهد كه اين مهدي خليفه و جانشين خدا است، پس از او پيروي كنيد. گفته مي‌شود كه اين ندا به همه جاي زمين مي‌رسد و هر كس، آن را به زبان خود مي‌شنود.
اين معني و مفهوم، براي برخي كه به غيب و عموميت قدرت خداوند بلندمرتبه ايمان نداشتند، سخت و سنگين بوده است، اما اين مسئله در حال حاضر حل شده است. چرا كه انسان ناتوان، دستگاهي را اختراع كرده كه در مجالس و محافل مختلف و در كشورهاي بزرگ و در مجالس عمومي گذاشته مي‌شود و مثلاً فردي به زبان عربي سخن مي‌گويد و اين دستگاه، سخنان او را به زبان انگليسي، فارسي، فرانسوي و ... ترجمه مي‌كند و ترجمه‌ها را نيز به تفكيك، ميان مردم پخش مي‌كند.
اسلام معجزه‌هاي بسياري دارد و هر چه علم پيشرفت مي‌كند و تكنولوژي ارتقا مي‌يابد، نشانه‌ها و معجزه‌هايي از آن پديدار مي‌شود.
در البرهان في علامات مهدي آخرالزمان نقل شده است كه ابونعيم از علي(ع) نقل كرده است كه ايشان فرمودند:
مهدي خروج نمي‌كند مگر آنكه يك سوم مردم كشته شوند و يك سوم آنها بميرند و يك سوم از آنها باقي ‌بمانند.
اين حديث شريف اشاره به جنگ‌هاي گروهي دارد كه در گذشته و در حال حاضر در جهان اتفاق افتاده و يا انتظار مي‌رود كه اتفاق افتد، مانند جنگ‌هاي جهاني و جنگ‌هاي داخلي كه گاه‌گاه با بمب‌هاي كشنده و سلاح‌هاي اتمي، هزاران هزار قرباني مي‌گيرند. همچنين اين حديث، اشاره به مرگ‌هاي عمومي و فراگير دارد كه هر از چند گاهي در جاي جاي جهان به خاطر بيماري‌هاي طبيعي يا مصنوعي و قحطي‌هاي بر اساس علل طبيعي يا غير طبيعي اتفاق مي‌افتد.

سفياني
در ينابيع المودة به نقل از المحجأ از علي(ع) در مورد آيه
و لو تري اذ فزعوا فلا فوت.5
فرمودند: كمي پيش از قيام قائم ما مهدي، سفياني خروج مي‌كند و به اندازه زمان بارداري يك زن، يعني نه ماه پادشاهي مي‌كند. سپاه او به مدينه مي‌آيد تا آنكه به بيداء مي‌رسد و خداوند سپاه او را در آنجا در زمين فرو مي‌برد.
البيداء يعني صحراي ميان مدينه و مكه كه در آن، زلزله‌ها و لرزش‌هاي شديدي اتفاق مي‌افتد كه بر اثر آن لرزش‌ها و زلزله‌ها، سپاه سفياني كه از جانب شام روانه آنجا شده، مي‌ميرند.
در البرهان في علامات مهدي آخرالزمان نيز آمده است كه از امير المؤمنين علي بن ابي طالب(ع) نقل شده كه: «سفياني از فرزندان خالدبن يزيد بن ابوسفيان است. او مردي است با سري بزرگ، بر چهره‌‌اش آثار آبله است و در چشم او نقطة سفيدي است، از جانب شهر دمشق خروج مي‌كند. اكثر كساني كه از او فرمان‌برداري مي‌كنند از قبيله كلب‌اند او كشتارهاي بسياري مي‌كند تا آنجا كه شكم زنان را مي‌شكافد و كودكان پسر را به قتل مي‌رساند. قيسي‌ها (مصري‌ها و مراكشي‌ها) در برابرش قيام‌ مي‌كنند و همة آنها را طمعه شمشير مي‌كند و كسي نمي‌تواند از خود دفاع كند.
اما مردي از خاندان من در حرم خروج مي‌كند. اين مسئله به سفياني خبر داده مي‌شود و سفياني سربازاني را به سوي او گسيل مي‌دارد امّا او آنها را شكست مي‌دهد. پس سفياني همراه لشكريانش به سوي او روانه مي‌شود تا آنان كه از بيداء مي‌گذرند بيداء آنها را در خود فرو مي‌بلعد و كسي از آنها نجات نمي‌يابد، جز يك نفر كه از اموال آنان خبر دهد».

پنج نشانه
در البرهان في علامات مهدي‌ آخرالزمان از اباعبدالله حسين بن علي(ع) نقل شده است: مهدي(ع) پنج نشانه دارد: سفياني، يمني، صيحة آسماني، خسف در بيداء (فرو رفتن در سرزمين بيداء) و كشته شدن نفس زكيه.
نفس زكيه كسي است كه در برخي از حديث‌ها، از او به عنوان «سيد حسيني» نام برده شده، او خروج مي‌كند و مردم را دعوت به حق مي‌كند امّا پيش از ظهور امام مهدي(ع) كشته مي‌شود.

دجال

ينابيع المودة نقل كرده است: پيامبر(ص) براي ما خطبه خواند و سخن از دجال رفت و فرمود: مدينه پليدي را نمي‌پذيرد، همان‌گونه كه كورة آهنگري، زنگار و پليدي آهن را جدا مي‌كند و از بين مي‌برد و آن روز، روز رهايي است.
ام شريك گفت: «عرب‌ها در آن روز چگونه خواهند بود اي رسول خدا! فرمود: در آن روز عرب‌ها اندك‌اند و بيشتر آنها در بيت‌المقدس هستند و امام آنها مهدي(ع) است.
در البرهان في علامات مهدي آخرالزمان نيز از ابوجعفر(ع) نقل شده است:
مهدي در روز عاشورا قيام مي‌كند و آن روزي است كه حسين بن علي كشته شد. گويي او را روز شنبه، دهم ماه محرم مي‌بينيم كه ميان ركن و مقام ايستاده، جبرئيل در سمت راست او و ميكائيل در سمت چپ او قرار گرفته‌اند. پيروان و شيعيانش از جاي جاي زمين به سوي او روانه مي‌شوند، تا آنكه با او بيعت مي‌كنند و زمين آن چنان كه آكنده از ستم و ظلم شده است، به وسيلة آنان سرشار از عدل و داد مي‌شود.
اين مورد عجيب نيست و در قرآن كريم آمده است كه آصف بن برخيا هزاران مايل در زمين طي‌الارض نموده است. همچنين انتقال تخت بلقيس از يمن به فلسطين، در كمتر از يك لحظه صورت گرفته است:
قال الذي عنده علم من الكتاب أنا آتيك به قبل ان يرتدّ إليك طرفك فلمّا رأئة مستقراً عنده.6

------------ --------- --------- ------
پي‌نوشت‌ها:
٭ برگرفته از: www.m-mahdi. com
1. سورة هود(11)، آية 86.
2. سفينه البحار، ج 2، يمن.
3. سورة الشعراء(26)، آية 4.
4. سورة ق(50)، آية 41 ـ 42.
5. سورة سبأ(34)، آية 51.
6. سورة النمل(27)، آية40.

مترجم: سيد شاهپور حسيني

 

نوشته شده توسط mmk | موضوع: | لینک ثابت |
او می آید............او کی میآید؟؟؟ پنجشنبه هشتم شهریور 1386 6:34
 

‏يكى از پرسش‏هايى كه در موضوع مهدويت مطرح است همواره مطرح شده، زمان ظهور حضرت مهدى به عنوان آخرين ذخيره الهى است. به گونه‏اى كه تاريخچه اين سؤال به سال‏ها قبل از تولد آن حضرت باز مى‏گردد.
همواره ائمه معصومين‏عليهم السلام به عنوان روشنگران طريق هدايت پاسخ اين پرسش را به عنوان يكى از اسرار الهى ياد آور شده‏اند و علم به وقت ظهور را ويژه خداوند متعال، ذكر نموده و كسانى را كه براى قيام آن حجت الهى وقت معين كنند، دروغگو معرفى كرده‏اند.
در روايت مشهورى است كه وقتى شاعر بلند آوازه شيعى "دعبل خزاعى‏" در محضر هشتمين پيشواى شيعيان در ضمن قصيده خود سخن از ظهور و قيام حضرت مهدى بر زبان جارى ساخت آن حضرت در حالى كه سرشك از ديدگانش جارى بود، رو به دعبل كرده فرمودند:
"اى خزاعى، همانا روح القدس بر زبانت اين دو بيت را جارى ساخت. آيا مى‏دانى اين امام كيست و چه زمانى قيام مى‏كند؟"
آنگاه خود آن حضرت به معرفى آن امام پرداختند. سپس درباره زمان ظهور چنين فرمود:" و اما درباره اين كه چه زمانى ظهور خواهد كرد، پدرم از پدرش و ايشان از پدران خود و آنها از رسول گرامى اسلام نقل كرده‏اند كه وقتى از آن حضرت پرسيده شد چه زمانى قائم از ذريه شما ظهور مى‏كند؟ آن حضرت فرمود: مَثل او مَثل قيامت است كه خداوند درباره زمان وقوع آن چنين فرمود:"هيچ كس جز او به هنگامش آن را آشكار نمى‏سازد اين امر بر اهل آسمان‏ها و زمين دشوار است [قيامت] جز ناگهان به سراغ شما نمى‏آيد." (1) از آنجايى كه حضرت مخفى بودن زمان ظهور را همانند زمان قيامت و رستاخيز قلمداد فرموده است، مى‏توان به نتايج ذيل دست‏ يافت.
- با مخفى بودن قيامت ‏يك نوع آزادى عمل براى همگان پيدا مى‏شود و از سوى ديگر چون وقت آن به طور دقيق معلوم نيست و در هر زمانى احتمال وقوع آن وجود دارد، نتيجه‏اش حالت آماده باش دائمى است و همين طور درباره قيام حضرت مهدى(عج) است چرا كه اگر تاريخ قيام آن حضرت تعيين مى‏شد، هرگاه زمانش دور بود، همه در غفلت و غرور و بى خبرى فرو مى‏رفتند و هرگاه زمانش نزديك بود ممكن بود آزادى عمل را از دست‏ بدهند و اعمالشان جنبه اجبارى به خود بگيرد.
- همانگونه كه علم به زمان قيامت فقط در اختيار خداوند است، علم به زمان ظهور حضرت مهدى نيز در عهده خداوند است؛‏ به علاوه در سخنان فراوانى از ائمه معصومين‏عليهم السلام وقتى سخن از قيام حضرت مهدى رانده شده، از قيامت نيز ياد شده است و از اين رو برخى ويژگى‏هاى آن همانند رستاخيز بزرگ و قيامت است. (2)
از آنجايى كه خداوند در ادامه آيه مذكور، علم به قيامت را حتى از پيامبرصلى الله عليه وآله نيز منتفى مى‏داند، آنجا كه فرموده است:"از تو مى‏پرسند چنانكه گويا تو از چون و چند آن آگاهى، بگو همانا علم آن با خداوند است.‏"
و حتى پيامبرصلى الله عليه وآله و خود امام زمان نيز از زمان دقيق ظهور آگاهى ندارند و اين كه متاسفانه عده‏اى به خود جرات داده، به راحتى تعيين وقت ظهور مى‏كنند، خود محل تامل است.
نه تنها اين سؤال از اولين معصوم ‏صلى الله عليه وآله پرسيده شده كه آخرين معصوم‏عليه السلام نيز در جواب، چنين پاسخ فرمود:"و اما ظهور فرج همانا در اختيار خدا و علم الهى است و دروغ گفتند وقت گذاران.‏" (3)
و هم آن حضرت در آخرين توقيع خود به آخرين سفير، ظهور را تنها در اراده و اختيار خداوند دانسته، چنين مى‏فرمايد:
"و ظهورى نخواهد بود مگر آنگاه كه خداوند تبارك و تعالى اجازه فرمايد." (4)
از آنچه اشاره شد به خوبى به دست مى‏آيد كه زمان ظهور، يكى از اسرار الهى است و دست انديشه و فكر بشر از رسيدن به آن سخت كوتاه است.
و ديگر اين كه اين امر خطير، ناگهانى و غير قابل پيش ‏بينى صورت مى‏پذيرد.
حضرت على‏عليه السلام در اين‏ باره فرمودند:"مهدى از ما اهل بيت است كه خداوند امر(فرجش) را در يك شب اصلاح فرمايد." (5)
و در رواياتى چند ظهور آن حضرت به آمدن شهاب تشبيه شده است و غير منتظره بودن شهاب، بسيار واضح است.
امام باقرعليه السلام پس از بيان غيبت‏ حضرت مهدى(عج) فرمود:"... او همانند شهابى شعله ‏ور فرا خواهد رسيد." (6)
و نيز پيامبراكرم ‏صلى الله عليه وآله در اين باره فرمود: ... در آن هنگام چون شهابى فروزان خواهد آمد. (7)
البته آنچه گفته شد بدين معنا نيست كه به كلى بحث زمان ظهور در روايات مورد اشاره قرار نگرفته، چرا كه با بررسى روايات درباره زمان ظهورعلاوه بر آنچه ذكر شد به موارد ذيل مى‏توان دست ‏يافت كه بيانگر نوعى تعيين وقت فى الجمله است و نه به صورت دقيق:

1- رواياتى كه ظهور حضرت مهدى را در روز جمعه ذكر كرده‏اند.
امام صادق‏عليه السلام در اين باره فرمود:"و قائم ما اهل بيت در روز جمعه ظهور خواهد كرد. (8)

2- رواياتى كه روز ظهور را مصادف با روز عاشورا ذكر كرده‏اند.
امام باقرعليه السلام در ضمن فرمايشاتى درباره روز عاشورا فرمودند:"و اين روز[عاشورا] روزى است كه در آن قائم(عج) قيام خواهد كرد." (9)

3- رواياتى كه ظهور حضرت مهدى را در سال فرد ذكر كرده است. امام صادق‏عليه السلام فرمود:"قائم ظهور نمى‏كند مگر در سال فرد." (10)
اما هيچ يك از موارد فوق دلالتى بر تعيين وقت ظهور ندارد. حال ممكن است‏ به ذهن متبادر شود كه اگر خود امام نيز از زمان ظهور بى اطلاع است، پس چگونه هنگامى كه اراده الهى به ظهور تعلق گرفت آگاه خواهد شد؟
در اين باره نيز روايات فراوانى است كه با بيان بخشى از آن‏ها اين نوشتار را به پايان مى‏بريم .

1- آگاه شدن از طريق الهام
بدون شك ائمه معصومين‏عليهم السلام مورد الهام خداوند قرار مى‏گيرند و اگر چه وحى با رحلت پيامبرصلى الله عليه وآله پايان گرفت، ولى در موارد فراوانى به اهل بيت‏عليهم السلام الهاماتى شده و خواهد شد.
امام صادق‏عليه السلام دراين ‏باره مى‏فرمايد: هنگامى كه خداوند اراده فرمود كه امر ظهور را اظهار نمايد، در قلب حضرت مهدى خطور خواهد شد و ايشان به امر الهى قيام خواهد فرمود. (11)

2- آگاه شدن آن حضرت از طريق برافراشته شدن پرچم قيام
در رواياتى چند اشاره شده كه وقتى ظهور آن حضرت نزديك شود و وقت قيام فرا رسد، پرچمى كه آن حضرت هنگام ظهور در دست ‏خواهد داشت، به اذن و اراده الهى برافراشته شده، آن حضرت از زمان قيام آگاه خواهد شد. (12)

3- آگاه شدن از طريق بيرون آمدن شمشير از غلاف
از پيامبر گرامى اسلام‏ صلى الله عليه وآله نقل است كه فرمودند: و براى او شمشيرى است در غلاف؛ پس هنگامى كه وقت ظهورش فرا رسيد آن شمشير از غلافش خارج مى‏شود. پس آن شمشير به سخن درآمده به حضرت مى‏گويد خارج شو (قيام كن) اى ولى خدا! كه ديگر نشستن در مقابل ستم دشمنان جايز نيست، پس او ظهور مى‏كند. (13)
در پايان ذكر اين نكته خالى از فايده نيست كه مخفى بودن زمان ظهور حضرت مهدى داراى حكمت‏هايى است فراوان كه برخى از آنها عبارتند از:
الف- زنده نگه داشتن روح اميد و انتظار در جامعه در طول غيبت ‏حضرت مهدى(عج)، چرا كه در صورت معلوم بودن زمان ظهور، به كلى بحث انتظار با تمامى آثار تربيتى آن بى‏ معنا خواهد بود.
ب- معنا پيدا كردن امتحان شيعيان درعصرغيبت، كه در صورت مشخص بودن وقت ظهور ديگر امتحان و آزمايش شيعيان مفهومى نداشت و از اين رو دائما شيعه خود را در حال امتحان شدن مى‏داند.
ج- غافلگير كردن مخالفان و دشمنان. چرا كه يكى از حكمت‏هاى غيبت‏ حضت مهدى(عج) تلاش دشمنان براى نابودى آن حضرت بود. از اين رو، روشن بودن زمان ظهور، دشمنان را براى مقابله و از بين بردن آن حضرت آماده مى‏ساخت. در حالى كه نا معلوم بودن و ناگهانى بودن زمان ظهور باعث غافلگيرى دشمنان نيز خواهد شد.

------------ --------- --------- --------- ------
پى‏نوشت ها:
1- اعراف/ 187.
2- شيخ صدوق،عيون اخبارالرضاعليه السلام، انتشارات جهان، ج 2، ص 266.
3- شيخ طوسى، كتاب الغيبة، مؤسسه معارف اسلامى، قم، ص 290.
4- پيشين، ص 395.
5- شيخ صدوق، كمال الدين، دارالكتب الاسلامية، ج 1، ص 152.
6- كتاب الغيبة، ص 159/ كمال الدين، ج 1، ص 324.
7- كمال الدين، ج 1، ص 287.
8 - شيخ صدوق، الخصال، انتشارات جامعه مدرسين، قم، ج 2، ص 394.
9- شيخ طوسى، تهذيب الاحكام، دارالكتب الاسلاميه، ج 4، ص 300 .
10- همان، ج 4، ص 333/ كمال الدين،ج 2، ص 653.
11- كلينى، كافى، ج 1، ص 343 / كتاب الغيبة، ص 164.
12- كمال الدين، ج 1، ص 155.
13- كمال الدين، ج 1، ص 155/ با اندك تفاوتى على بن محمد خزاز قمى، كفاية الاثر، انتشارات بيدار، ص 266.

نوشته شده توسط mmk | موضوع: | لینک ثابت |
آثار قیام حضرت مهدی(عج) پنجشنبه هشتم شهریور 1386 6:22
 

اشاره: درباره امام عصر، عليه‏السلام، و انقلاب جهانى آن حضرت پرسشهاى‏ مختلفى مطرح است، از جمله اينكه: پس از اين انقلاب چه تحولاتى درجهان رخ مى‏دهد، و قيام عدالت‏گسترمهدوى چه آثارى در زندگانى بشر به‏جا مى‏گذارد؟
آنچه در زير خواهد آمد، اشاره‏مختصرى است‏به برخى از آثارى كه‏در روايات براى قيام موعودآخرالزمان برشمرده شده است.

اولين اثر: ثروت به طور مساوى‏تقسيم مى‏شود، اولين ثمره عدالت اين‏است كه ثروتها به طور مساوى‏تقسيم خواهند شد. هنگامى كه به‏واسطه ظهور امام زمان، عليه‏السلام،دنيا پر از عدالت‏شد، در نتيجه‏ثروتهاى جهان به طور مساوى‏تقسيم خواهند شد چنانچه حضرت‏امام محمدباقر، عليه‏السلام، فرمودند:
اذا قام مهدينا اهل‏البيت، قسم‏بالسوية و عدل فى الرعية (1) .
چون قائم ما اهل بيت قيام كند، ثروت‏را به طور مساوى تقسيم مى‏كند و عدالت‏را در ميان مردم پياده مى‏كند.

دومين اثر: رضايت و خشنودى‏همگانى. رسول اكرم،صلى الله ‏عليه ‏و آله، مى ‏فرمايند:
فيفرح به اهل السماء و اهل‏الارض و الطير و الوحوش والحيتان فى البحر (2) .
ساكنان آسمان، مردم روى زمين،پرندگان هوا، درندگان صحراها و ماهيان‏درياها همه و همه از او خشنود خواهندشد.

سومين اثر: فقر و بينوايى ريشه كن‏خواهد شد. در پرتو عدالت‏حضرت‏بقية‏الله، عليه‏السلام، عموم مردم،غنى و بى‏نياز خواهند شد. چنانچه درحديث آمده است:
لياتين على الناس زمان‏يطوف الرجل فيه بالصدقه من‏الذهب ثم لا يجد احدا ياخذها منه (3) .
زمانى براى مردم پيش مى‏آيد كه‏انسان صدقات از طلا را با خود برمى‏دارد;تا آنها در راه خدا انفاق بكند، ولى‏نيازمندى را پيدا نمى‏كند كه اين صدقه راقبول كند.

چهارمين اثر: همه مردم در امنيت ‏به ‏سر خواهند برد. چهارمين اثرعدالت‏حكومت امام زمان،عليه‏السلام، امنيت عمومى است.چنانچه اميرالمؤمنين مى‏فرمايند:
و لذهبت الشحناء من قلوب‏العباد و اصطلحت السباع والبهائم، حتى تمشى المراة بين‏العراق الى الشام لا تضع قدميهاالا على النبات و على راسها زنبيل‏لا يحيجها سبع و لا تخافه (4) .
دشمنيها از دلها زدوده مى‏شود،درندگان و چهارپايان با يكديگر سازش‏مى‏كنند، يك زن طبقى بر سر گذارده ازعراق تا شام (از شرق تا غرب) تنها سفرمى‏كند، همه جا قدم بر سرزمين سبز وخرم مى‏گذارد و درنده‏اى او را نمى‏آزارد ودچار ترس و وحشت نمى‏شود.

پنجمين اثر: بركات آسمانى نازل‏مى‏شود. چنانچه در حديث آمده‏است:
لا تدخر الارض من بذرها شيئاالا اخرجته و لا السماء من قطرهاشيئا الا صبه‏الله عليهم مدرارا (5) .
زمين چيزى از بذرهاى خود را نگه‏نمى‏دارد، جز اينكه آن را بيرون فرستد وآسمان چيزى از باران رحمتش را نگه‏نمى‏دارد جز اينكه سيل آسا بر بندگان‏خود فرو مى‏ريزد.

ششمين اثر: همگى در رفاه به سرمى‏برند. رسول خدا، صلى‏الله‏عليه‏وآله، فرمودند:
تنعم امتى فى زمن‏المهدى لم‏ينعموا مثلها قط (6) .
امت من در زمان حضرت مهدى،عليه‏السلام، آنچنان متنعم مى‏شوند كه‏هرگز متنعم نشده‏اند.

هفتمين اثر: زمين گنجهاى پنهان‏خود را آشكار مى‏كند. پيامبر اكرم، صلى‏الله‏عليه‏وآله، در اين زمينه‏مى‏فرمايد:
تامن البهائم و السباع وتلقى‏الارض افلاذ كبدها... امثال‏الاسطوانة من الذهب و الفضة (7) .
چهارپايان در امان باشند و درندگان‏سازش كنند. و زمين پاره‏هاى جگرش(گنجهاى پنهان و با ارزش خود) را بيرون‏مى‏ريزد... پاره‏هاى جگر زمين ستونهايى‏از طلا و نقره مى‏باشد.

هشتمين اثر: دامها و چهارپايان زيادمى‏شوند. چنانكه در روايتى از ازپيامبر گرامى اسلام،صلى‏الله‏عليه‏وآله، آمده است:
يخرج فى آخر امتى المهدى;يسقيه‏الله الغيث و تخرج الارض‏نباتها و يعطى المال صحاحا وتكثر و تعظم الامة (8) .
در پايان امت من، مهدى، عليه‏السلام،خارج مى‏شود، خداوند با باران رحمتش‏او را سيراب مى‏كند، زمين گياهش رامى‏روياند، ثروت را به طور مساوى‏تقسيم مى‏كند، و دام در جهان زيادمى‏شود و امت اسلام بزرگ و شكوهمندمى‏گردد.

نهمين اثر: رفع مزاحمتها و ايجادآسايش براى عموم مردم است.چنانچه امام محمدباقر، عليه‏السلام،مى‏فرمايند:
وسع الطريق الاعظم و كسركل جناح خارج فى الطريق و ابطل‏الكنف و التازيب الى الطرقات (9) .
راههاى اصلى را توسعه مى‏دهد،بالكنهايى را كه به خارج جاده‏ها آمده و ازديگران سلب آزادى كرده است از بين‏مى‏برند، ناودانهايى را كه به كوچه‏هامى‏ريزد از بين مى‏برد.

دهمين اثر: پرده‏هاى ظلمت كنارمى‏رود. امام صادق، عليه‏السلام،دراين‏باره مى‏فرمايند:
ان قائمنا اذا قام اشرقت الارض‏بنور ربها و استغنى العباد عن‏ضوء الشمس و صار الليل والنهار واحدا و ذهبت الظلمة (10) .
چون قائم ما قيام كند، زمين به نورپروردگارش نورانى مى‏شود، و مردم ازنور خورشيد بى نياز مى‏شوند و شب وروز يكى مى‏شوند و تاريكى از بين‏مى‏رود.

يازدهمين اثر: ايجاد برادرى ومواسات ميان انسانهاست. چنانچه‏حضرت امام محمدباقر، عليه‏السلام،مى‏فرمايند:
اذا قام القائم جاءت المزاملة وياتي الرجل الى كيس اخيه فياخذحاجته لا يمنعه (11) .
هنگامى كه قائم ما قيام مى‏كند دوران‏برابرى و برادرى فرا مى‏رسد در آن زمان‏يك مسلمان آنچه نياز داشته باشد، ازجيب برادر مسلمانش برمى‏دارد و اومانع نمى‏شود.

------------ --------- --------- --------
پى‏نوشتها:
1. المقدسى‏السلمى‏الشافعى، عقد الدرر فى‏اخبارالمنتظر، ص‏40.
2. السيوطى، جلال‏الدين عبدالرحمن، الحاوى‏للفتاوى، ج‏2، ص‏82.
3. البخارى، اسماعيل‏بن‏ابراهيم، صحيح‏البخارى،ج‏2، ص‏136.
4. الكاظمى، السيدمصطفى، بشارة‏الاسلام،ص‏236.
5. الحاكم‏النيسابورى، ابوعبدالله محمد،المستدرك‏على‏الصحيحين، ج‏4، ص‏514.
6. الطبرسى، ابوعلى‏الفضل‏بن‏الحسن، اعلام‏الورى باعلام‏الهدى، ص‏433.
7. الحاكم‏النيسابورى، همان، ص‏514.
8. الصدر، السيدمحمد، تاريخ مابعدالظهور،ص‏774.
9. المفيد، محمدبن‏محمدبن‏نعمان، الارشاد،ص‏365.
10. البحرانى، السيد هاشم، المحجة فيما نزل فى‏القائم الحجة، ص‏185.
11. المجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج‏52،ص‏372.

نوشته شده توسط mmk | موضوع: | لینک ثابت |
یا مهدی(عج)ادرکنی پنجشنبه هشتم شهریور 1386 6:14
 

فضيلت مهدي شناسي
امام محمد باقر عليه السلام:
лكسي كه با معرفت امامش بميرد، مانند كسي است كه با حضرت قائم عليه السلام در خيمه اش بوده باشد.╗ اين بشارت، براي كساني كه آرزوي درك زمان ظهور امامشان را
دارند، بزرگ ترين مژده و بالاترين نويد است.
اين حديث نوراني و بشارت انگيز تمام مهدي باوران را به اهميت و فضيلت лمهدي شناسي╗ و التزام به نشانه ها و آثار آن معتقد مي سازد. كسي كه به مقام лمهدي شناسي╗ برسد، حتي اگر در ظاهر به دليل تأخير ظهور، از درك محضر مولايش محروم بماند، چيزي ا مقام مؤمنان در زمان ظهور كم نخواهد داشت، چرا كه قلب او از رهگذر معرفت، همواره در محضر امام عصر خويش حاضر بوده و در واقع لحظه اي از درك حضور آن حضرت محروم و مهجور نمانده است. آري مهدي شناسان مقيمان درگاه محبتش و حاضر در خيمه گاه معرفتش هستند. پس خوشا به حال مهدي شناسان كه قلب پاك خويش را خيمه گاه محبت و معرفت او ساخته اند و به حضور و ظهوري هميشگي راه يافته اند.
پس خواهرم و برادرم اينك بشتاب تا معرفت و شناخت خود را نسبت به آن يگانه ي دوران و آن امير مهربان ارتقا بخشيم و توفيق جرعه نوشي از جام محبت، معرفت، ولايت، رأفت و دعاي خير حضرتش را از خداوند طلب نماييم.


چگونه مي توان امام زمان را شناخت؟
آيت الله جوادي آملي: شناخت دو گونه است: يكي شناخت تاريخي و ظاهري و ديگري شناخت واقعي كه مهم تر از اولي است. مهم آن است كه ما حضرت را حقيقتا بشناسيم و حضرت ما را ببيند (به ما توجه نمايد)، نه اينكه ما حضرت را ببينيم.
در زمان پيامبر(ص) ، كم نبودند كساني كه وجود مبارك حضرت را مي ديدند، اما خداي سبحان درباره ي آنها فرمود: лتراهم ينظرون اليك و هم لا يبصرون╗ آنها را مي بيني كه به تو نگاه مي كنند ولي تو را نمي بينند، يعني اهل بصيرت نيستند. اگر ما طوري رفتار كنيم كه وجود مبارك امام زمان(عج) ما را بپسندد، هنر است. خداوند كه بر همه چيز بينا است، روز قيامت به يك عده نگاه نمي كند: лو لا يكلمهم الله و لا ينظر اليهم يوم القيامة╗ آن نگاه تشريفي را نسبت به عده اي اعمال نمي كند و با آنها صحبت نمي كند. اگر ما واقعا در مسير صحيح حركت كنيم، حضرت ما را مي بيند و اين نظر تشريفي ايشان براي ما شرف است وگرنه ديدن فيزيكي خيلي كارساز نيست. همچنان كه خيلي ها پيامبر اكرم(ص)، اميرالمؤمنين(ع) و حضرت زهرا(س) را مي ديدند، ولي بصيرت نداشتند. ديدن هاي تشريفي مهم است، نه نگاه صوري. البته گاهي همان نگاه صوري هم پديد مي آيد و انسان وجود حضرت را از نزديك زيارت مي كند و فيضي مي برد و مشكل او هم به بركت حضرت از طرف خداوند حل مي شود. اما مهم همان ديدن حضرت از روي بصيرت است.
برگرفته از مجله امان


خواسته امام
يكي از ياران امام صادق (ع) از ايشان سخني را نقل مي كند:
-چقدر از شما مي شنوم كه سلمان فارسي را نام مي بريد؟
-نگو سلمان فارسي، بگو سلمان محمدي. مي داني چرا سلمان اينقدر نزد ما عزيز و گرامي است؟
- نه نمي دانم مولاي من!
-سلمان به خاطر سه ويژگي نزد ما عزيز و گرامي است:
1- خواسته ي امير المؤمنين را بر خواسته ي خود ترجيح مي داد.
2- محرومان و فقرا را دوست داشته و بر ثروتمندان ترجيح مي داد.
3- علم و عالمان را گرامي مي داشت.
سلمان، عبد صالح خدا، حق گرا و مسلمان بود و از مشركين نبود. آري، سلمان خواسته ي اميرالمؤمنين را بر خواسته ي خود ترجيح مي داد. يعني خواسته ي امام زمان خود را بر خود و خواسته اش مقدم مي داشت. سلمان اگر امروز بود چه مي كرد؟ ما كه به ايراني بودن سلمان افتخار مي كنيم، ما چه مي كنيم؟ ما چقدر خواسته ي مولايمان را در نظر گرفته ايم؟ وقت حرف... وقت كار... وقت نگاه... وقت... چقدر حساب كرده ايم آقا اين كار را دوست دارد يا نه؟ آيا آقا مي پسندد يا...؟
برگرفته از نشريه امان


چگونه انتظار بكشيم؟
آشنايي با وظايف منتظر در زمان غيبت ما را ياري خواهد نمود كه هر چه نيكوتر انتظار قيام آن بزرگوار را بكشيم. در اينجا اندكي از آن وظايف را مي آوريم:
1- شناخت حضرت مهدي (عج)
يكي از مهمترين وظايف ما در زمان غيبت شناسايي آن بزرگوار است و بايد بدانيم كه مقصود از اين شناسايي تنها آشنايي علمي و يا تاريخي آن حضرت نيست. بلكه بايد به مقامات معنوي آن بزرگوار عرفان پيدا كنيم و اميد است در مرحله بعد به آن حضرت قلبا محبت داشته باشيم.
2- خودسازي
بايد بدانيم كه اگر از امام زمان خود دوريم، اگر حضرت مهدي (عج) غايب است، همه و همه نتيجه ي اعمال زشت خود ماست. پس بايد خود را بسازيم، بايد اعمالمان را اصلاح نماييم، گويي همواره در مقابل مولايمان امام زمان (عج) قرار داريم. حضرت مهدي (عج) نيز به اين نكته نظر دارند، آنجا كه مي فرمايند: лهريك از شما بايد به آنچه كه به وسيله آن به دوستي ما نزديك مي گردد، عمل كند و بايد از آنچه كه به وسيله آن به ناخشنودي و خشم ما مي رسد، بپرهيزد.╗
3- آماده كردن جامعه
پس از آنكه حضرت مهدي (عج) را شناختيم و اعمال صالح پيشه كرديم، بايد به دگر سازي و شناساندن آن بزرگوار به ديگران بپردازيم و اين وظيفه اي بس مهم و عظيم است.
4- دعا
براي آن حضرت دعا كنيم و ظهور آن حضرت را از خداوند بخواهيم كه خود ايشان فرمودند: лبراي فرج بسيار دعا كنيد كه براستي گشايش خود شما نيز در آن است.╗
دعاي عهد را صبحها بعد از نماز حتما بخوانيم. در قنوتهاي نماز دعاي فرج را فراموش نكنيم و به ياد داشته باشيم كه دعا كردن براي آن حضرت از حقوقي است كه آن بزرگوار به گردن ما دارند. و نيز دعاي ندبه را كه زبان حال يك فرد منتظر و شيداي شيعي و سرشار از معاني جالب و ژرف است، در روزهاي عيد و هر جمعه صبح بخوانيم.
5- صدقه
براي سلامتي آن حضرت صدقه دهيم و پس از نمازهاي يوميه خواندن آية الكرسي را براي سلامتي آن حضرت فراموش ننماييم.
6- توسل به امام زمان (عج)
حل مشكلات و ناراحتي هاي خود را از آن حضرت بخواهيم و مطمئن باشيم كه ايشان مناجات هاي ما را مي شنود و به آن پاسخ مي دهند. (ان شاء الله تعالي)
7- پيروي از نمايندگان امام زمان (عج)
از نواب عام آن حضرت، فقهاي بزرگ شيعه پيروي نماييم و بدانيم كه به فرمان حضرت در زمان غيبت، تحت سرپرستي آنها هستيم.
8- انتظار فرج و صبر
دو امر مهم يعني انتظار فرج و صبر در مقابل ناملايمات را از خداوند متعال مسئلت نماييم.
برگرفته از كتاب: شناخت امام زمان (عج)


موانع ظهور حضرت ولي عصر (عج)
موانع ظهور حضرت ولي عصر (عج) را بايد در عوامل فردي و اجتماعي جستجو کنيم. حضرت بقية الله (عج) طي نامه اي به شيخ مفيد مي نويسند:
лاگر شيعيان ما يک پارچه و يک دل به پيمان خود با ما وفا مي کردند، هرگز سعادت ديدار ما از آنان به تاخير نمي افتاد. تنها اعمال بدِ خودِ آنان است که آنان را از ديدار ما محروم نموده است.╗ بر اين اساس موانع ظهور حضرت را مي توان در موارد ذيل خلاصه کرد:
عدم معرفت واقعي و احساس نياز
اکثر افراد، معرفت صحيحي نسبت به امام زمان ندارند. براي اينکه به معرفتمان نسبت به امام زمان و ميزان احساس نيازمان به ايشان پي ‌بريم، به فرمايش حضرت در تشرُّف يکي از اَحبار در مسجد جمکران توجه نماييد. حضرت فرمودند: лشيعيان ما بهاندازه آب خوردني، ما را نمي خواهند. اگر بخواهند دعا مي کنند و فرج ما مي رسد.╗ عدم معرفت، عدم نياز را در پي دارد.
ناسپاسي
يکي ديگر از موانع ظهور که از مردم نشأت مي گيرد، ناسپاسي و کفران نعمت مردم در برابر نعمات بي حد و اندازه مادي ومعنوي خداوند- بخصوص نعمت ولايت که بزرگترين نعمت هامي باشد- است. معصيت‌ها نشان دهنده اين ناسپاسي هستند.
وجود صفات رذيله و وابستگي به دنيا اين مساله از عدم معرفت عميق نسبت به امام زمان (عج) و غفلت از آن حضرت نشات مي گيرد. اگر ايمان داشتيم به اينکه هر لحظه ممکن است حضرت شرفياب شوند، خانه دل خود را از جميع گناهان و صفات رذيله و حيواني و شيطاني، و محبت دنيا پاک مي کرديم و آن را براي تشريف فرمايي آن عزيز، به صفات حميده مزين مي نموديم. ولي غفلت بزرگي که ما را فرا گرفته،آنچنان ما را در صفات رذيله و محبت دنيا غرق نموده که اصلاً به فکر اينکه بايد براي فراهم نمودن ظهور امام زمان (عج) قدري از آنچه که با شأن و مقام آن حضرت منافات دارد کناره بگيريم،
نيستيم.

اللهم عجل لوليك الفرج

نوشته شده توسط mmk | موضوع: | لینک ثابت |
ظهور ناگهاني فرا مي‌رسد پنجشنبه هشتم شهریور 1386 6:11
 

 

ظهور ناگهاني فرا مي‌رسد  

در بسياري از رواياتي كه از پيامبر گرامي اسلام‏(ص) و امامان معصوم‏(ع) نقل شده، اين نكته مورد تأكيد قرار گرفته است كه ظهور نيز همانند قيامت، ناگهاني و غير منتظره فرا مي‏رسد و زمان آن را هيچ‏كس جز خداوند حكيم نمي‏داند.
از جمله در روايتي كه امام رضا(ع) به واسطة پدران بزرگوارش از پيامبر اكرم‏(ص) نقل مي‏كند چنين آمده است:
به پيامبر(ص) عرض شد: اي فرستادة خدا! آن قائم كه از نسل شماست چه وقت ظهور مي‏كند؟ آن حضرت فرمود: ظهور او مانند قيامت است. лتنها خداوند است كه چون زمانش فرا رسد آشكارش مي‏سازد. فرا رسيدن آن بر آسمانيان و زمينيان پوشيده است. جز به ناگهان بر شما نيايد╗.1و2
امام باقر(ع) نيز در تفسير اين آية شريفه:
هَلْ يَنْظُرُونَ إِلاّ السَّاعَةَ أَنْ تَأتِيَهُمْ بَغْتَةً وَ هُمْ لايَشْعُروُنَ.3
آيا چشم به راه چيزي جز آن ساعتند كه ناگاه و بي‏خبرشان بيايد؟
مي‏فرمايد:
مراد از ساعت، ساعت [قيام] قائم‏(ع) است كه ناگهان برايشان بيايد.4
حضرت صاحب‏الامر(ع) نيز در يكي از توقيعات خود بر اين نكته تأكيد مي‏ورزند كه ظهور ناگهاني و دور از انتظار فرا مي‏رسد:
فرمان ما به يكباره و ناگهاني فرا مي‏رسد و در آن زمان توبه و بازگشت براي كسي سودي ندارد و پشيماني از گناه كسي را از كيفر ما نجات نمي‏بخشد.5
اين دسته از روايات از يكسو هشداري است به شيعيان كه در هر لحظه آمادة ظهور حجت حق باشند و از سويي ديگر تذكري به همة كساني است كه در پي تعيين وقت براي ظهورند.

------------ --------- --------
پي‌نوشت‌ها:
1. سورة اعراف (7)، آية 187.
2. صدوق، محمد بن علي بن حسين، كمال‌الدين و تمام‌النعمة، ج2، ص373.
3. سورة زخرف (43)، آية 66.
4. مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، ج 24، ص 164، ح 4.
5. طبرسي، احمدبن علي بن ابي طالب، الاحتجاج، ج2، ص 498؛ مجلسي، محمدباقر، همان، ج 53، ص 176.

نوشته شده توسط mmk | موضوع: | لینک ثابت |
میلاد سه گل محمدی(ًص) پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 18:38
 

 

 

  میلاد سه گل محمدی (ص) بر همگی مبارک باد

http://   www.imamhussain.org/html&docs/ar/live.html

 

 

 

نوشته شده توسط mmk | موضوع: | لینک ثابت |
ماه شعبان دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386 19:3
 

ماه شعبان، ماه هشتم از ماههای قمری، ماهی بسیار شریف و منسوب به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است.
پیامبر فرمود:«شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه خدا. هر کس یک روز از ماه من را روزه بگیرد، من در قیامت شفیع او خواهم بود.»

پیامبر ماه شعبان را روزه می‌داشت و آن را به ماه رمضان وصل می‌کرد.

هنگامی که ماه شعبان فرا می رسید امام سجاد علیه السلام اصحاب خود را فرا می‌خواند و درباره فضیلت این ماه سخن گفت. آنگاه می‌فرمود:«هر کس برای محبت پیامبر و تقرب به خداوند، ماه شعبان را روزه بدارد، خداوند او را در
روز قیامت مشمول کرامت خود می‌گرداند و بهشت را برای او لازم می شمارد.»

بر هر حال علاوه بر روزه که فضیلت بسیاری دارد، اعمال دیگری همچون نماز و اذکار و دعاها و استغفار نیز در این ماه وارد شده است که در کتاب شریف
مفاتیح الجنان در فصل اعمال ماه شعبان ذکر شده است.
حوادث و وقایع تاریخی فراوانی نیز در ماه شعبان روی داده که مهمترین آن ولادت
امام حسین و امام علی بن الحسین و امام مهدی و حضرت ابوالفضل علیهم السلام است.

منابع:
هدایة الانام الی وقایع الایام، محدث قمی، ص 108؛ مفاتیح الجنان، ص 279

  • شرافت ماه شعبان


این ماه برای سالك الی الله بسیار با ارزش است. یكی از شبهای قدر در این ماه می‌باشد و كسی در آن متولد شده كه خداوند بواسطه او وعده پیروزی به تمامی دوستان، پیامبران و بر گزیدگانش - از زمانی كه پدر ما حضرت آدم (علی‌نبینا‌و‌آله‌وعلیه‌السلام) در زمین ساكن شده - داده است. و وعده داده، بوسیله او بعد از پر شدن زمین از ظلم جور، آن را پر از قسط و عدل نماید. از مقام آن همین بس كه ماه رسول خدا صلوات‌الله‌علیه بوده و حضرتش صلی‌‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم فرمودند: "شعبان ماه من است، خداوند كسی را كه مرا در ماهم یاری كند، بیامرزد."

كسی كه از این دعوت بزرگ آگاه شود، باید بكوشد كه از دعوت شدگان این دعوت گردد. این جانشین و برادر او امیرالمؤمنین علیه‌السلام است كه می‌فرماید: "از زمانی كه ندای منادی رسول خدا صلوات‌الله‌علیه را كه برای روزه این ماه ندا می‌كرد شنیدم، هیچگاه روزه این ماه را از دست نداده و در تمام عمرم آن را از دست نخواهم داد؛ اگر خدا بخواهد." این درباره روزه این ماه بود؛ و می‌توان كمك به آن حضرت صلوات‌الله‌علیه را از جهات دیگر مانند نماز، صدقه، مناجات و تمام كارهای خیر با روزه این ماه مقایسه نمود.

  • مناجات شعبانیه


این مناجات، مناجات معروفی است و اهلش به خاطر آن با ماه شعبان مانوس شده و به همین جهت منتظر و مشتاق این ماه هستند....

تمام كلام این كه این مناجات، از اعمال مهم این ماه است؛ و نه تنها ماه، كه سالك نباید بعضی از فرازهای آن را در طول سال ترك كند و در قنوتها و سایر حالهای عالی خود، خیلی با آن مناجات نماید و وقتی كه می گوید: "و دیدگان قلبهای ما را با نور نگاه آن به حضرتت روشن بفرما تا آنگاه كه چشمهای دل پرده‌ها و مانعهای نوری را پاره كرده و به معدن بزرگی برسد و روح‌های ما به عزت پاكیت وصل شود." از گفته خود غافل نباشد. و تامل كند، آیا قلب او چشم دیدن نور را دارد؟...

به هر حال این مناجات بزرگی است و یكی از ارمغان‌های آل محمد صلوات‌الله‌علیه می‌باشد كه بزرگی آن را كسی كه قلب سالم و گوش شنوایی داشته باشد‌، درك می‌كند. و اهل غفلت از درك فواید و نورهای آن بی‌بهره‌اند...

  • سایر اعمال این ماه


1- از اعمال مهم در این ماه روزه است؛ باندازه‌ای كه با حالش مناسب باشد...

درباره روزه هر كدام از روزهای این ماه اخبار مفصلی وارد شده است. و من فقط روایتی را كه در كتاب (من لا یحضره الفقیه) آمده است، نقل می‌كنم. امام صادق علیه‌السلام فرمود: "كسی كه روز اول ماه را روزه بگیرد، حتما وارد بهشت می‌شود. و كسی كه دو روز را روزه بگیرد خداوند در هر شب و روزی (به چشم رحمت) به او می‌نگرد و در بهشت هم به این نگاه ادامه می‌دهد. و كسی كه سه روز روزه بگیرد، با خداوند در عرش و بهشت او دیدار می‌كند."...

2- از اعمال مهم در این ماه صلواتی است كه در نیمروز هر روز این ماه فرستاده می‌شود؛ و اول آن چنین است: «اللّهم صل علی محمّد و آل محمّد، شجرة النبوة...»

3- یكی دیگر از اعمال این ماه، همانگونه كه در كتاب اقبال است بجا آوردن نماز و خواندن دعاهای این شبهاست. سالك باید در رابطه با این اعمال جدی بوده، و به هر كدام از ذكر و فكر و این اعمال كه نشاط دارد، با در نظر گرفتن اولویتها اقدام كند....

4- یكی دیگر از كارهای مهم در این ماه عمل به این روایت است. امیرالمومنین علیه‌السلام فرمودند: "در هر پنجشنبه شعبان آسمانها زینت شده و آنگاه فرشتگان عرض می كنند: خدای ما! روزه‌داران شعبان را ببخش و بیامرز و دعایشان را اجابت فرما. بنابراین كسی كه دو ركعت نماز بجا آورد كه در هر ركعت سوره فاتحه را یك بار و قل هو الله احد را صد بار بخواند و بعد از سلام دادن صد بار بر پیامبر صلی‌الله‌وعلیه‌واله‌وسلم درود فرستد، خداوند تمام خواسته‌های دینی و دنیایی او را بر آورده می‌فرماید. و كسی كه یك روز آن را روزه بگیرد، خداوند بدن او را بر آتش حرام می‌كند.

نوشته شده توسط mmk | موضوع: | لینک ثابت |


tkbleak.com